افضلیت علی (ع) بر سایرین
415 بازدید
تاریخ ارائه : 6/28/2011 12:23:00 PM
موضوع: کلام

                       افضلیت علی (ع) بر سایرین

بسیاری از فضائل و مناقبی را که شیعیان درباره علی بن ابیطالب نقل می‌کنند دارای سند و مدارک واقعی است که در کتابهای صحیح و مورد اطمینان اهل سنت هم نوشته شده است و نه تنها از یک راه بلکه از راه‌ها و سندهای گوناگون نقل شده است که دیگر جایی برای دودلی باقی نمی‌ماند. بسیاری از اصحاب، روایتهای بی‌شماری را در فضائل امام علی نقل کرده‌اند تا آنجا که ابن حنبل می‌گوید:

« هیچ یک از اصحاب رسول خدا، دارای آنقدر فضائل زیاد نیست جز علی بن ابیطالب» ( مستدرک حاکم ج 3 ص 107- مناقب خوارزمی ص 3 و 19 – تاریخ الخلفا سیوطی ص 168 – صواعق المحرقه ص 72 – تاریخ ابن عساکر ج 3 ص 63 شواهد التنزیل حسکانی حنفی ج 1 ص 19)

قاضی اسماعیل و نسایی و ابوعلی نیشابوری هم می گویند: « روایتهایی با سندهای درست در حق هیچیک از اصحاب نیامده است، جز آنچه در حق علی (ع) آمده است.» ( ریاض النظره طبری ج2 ص 82 – صواعق المحرقه ابن حجر ص 118 و ص 72)

و این درحالی است که امویان مردم را در قلمرو حکومت اسلامی، وادار به دشنام و نفرین علی کرده و از ذکر هر فضیلتی برای او قدغن نموده و حتی نمی گذاشتند کسی نام علی را بر خود یا فرزندانش بگذارد و علی‌رغم این انکارها و مخالفتها، فضائل و مناقبش، جهان را فرا گرفته است. و در این باره امام شافعی می‌گوید:

« در شگفتم از مردی که دشمنان، کینه توزانه، فضائلش را پنهان داشتند و دوستانش از ترس آشکار نکردند. با این حال آنقدر فضیلت برای او ذکر شده که زمین وآسمان را پر کرده است. »

اما درباره دیگران و سایر اصحاب اینگونه نیست. درباره ابوبکر، در کتب اهل سنت و گروهی که او را برتر از علی می‌دانند، فضیلتهایی به اندازه امام علی وجود ندارد. گرچه فضیلتهایی که درباره ابوبکر در کتب تاریخی نقل شده است، یا به روایت دخترش عایشه است که موضعش نسبت به امام علی کاملا آشکار است! ( و بیگمان بالاترین تلاش خود را برای یاری رساندن به پدر به کار برد هر چند با جعل روایتهای دروغین!) و یا به روایت عبدالله بن عمر است که او نیز با امام علی بیعت نکرد و از او دوری می‌کرد و او حدیث می‌کرد که برترین مردم پس از رسول خدا، ابوبکر است. سپس عمر و پس از او عثمان و بعد از اینها دیگر برتری وجود ندارد و همه مردم یکسانند!! ( صحیح بخاری ج 2 ص 202) و با این حدیث خواسته است امام علی را مانند مردم کوچه و بازار و یک فرد معمولی که هیچ فضیلت و برتری ندارد قلمداد کند!

همچنین فضائل ابوبکر را اشخاصی چون عمرو بن عاص، ابوهریره، عروه و عکرمه نقل می‌کنند و تاریخ نشان داده است که همه اینها از دشمنان حضرت علی بودند و با او جنگیده‌اند، نه با سلاح بلکه با دروغپردازی و جعل احادیث در فضیلت دشمنان و مخالفانش و حتی کسی را که با حضرت جنگیده و کارزار کرده، از شدت دشمنی و کینه‌توزی نسبت به علی، او را تعریف کردند و ستایش نمودند. ( فتح الباری فی شرح صحیح بخاری ج 7 ص 83- تاریخ الخلفا سیوطی ص 199 – الصواعق المحرقه ابن حجر ص 125)

اگر ابوبکر با فضیلت تر بود؟!

قطعا اگر پیامبر (ص) ایمان ابوبکر را بالاتر از همه می‌دانست، اسامه بن زید را امیر و فرمانده او قرار نمی‌داد و در شهادت دادن به نفع او امتناع نمی‌ورزید و به او نمی‌فرمود : « نمیدانم پس از من چه خواهی کرد» تا آنجا که ابوبکر را به گریه واداشت( موطا امام مالک ج 1 ص 307- مغازی واقدی ص 310)

و علی بن ابیطالب را پشت سر او نمی‌فرستاد که سوره برائت را از او بگیرد و او را از تبلیغ آن منع نمی کرد ( صحیح ترمذی ج 4 ص 339- مسند امام حنبل ج 2 ص 319 مستدرک حاکم ج 3 ص 51) و روز خیبر برای دادن پرچم به فرد شایسته‌ای نمی‌فرمود :‌« فردا پرچم را بدست مردی می‌سپارم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند قهرمان نبرد است و هرگز فرار نمی کند و خداوند قلبش را با ایمان آزمایش کرده است» و آنگاه پرچم را به دست علی داد و به ابوبکر نداد ( صحیح مسلم باب فضائل علی بن ابیطالب) و ...

و اگر آن روایت که می‌گوید : « اگر می‌خواستم خلیل و دوستی صمیمی برای خود بگیرم ابوبکر را بر می‌گزیدم» مورد بررسی قرار دهیم، این تناقض پیش خواهد آمد که او روز « مواخات صغری» درمکه و روز « مواخات کبری » در مدینه کجا بود که در هر دو روز پیامبر، علی را به اخوت برگزید و به او فرمود « تو برادر من در دنیا و آخرت هستی» و هیچ اعتنایی به ابوبکر نکرد ( تذکره الخواص ابن الجوزی ص 23- تاریخ دمشق ابن عساکر ج 1 ص 107 – مناقب خوارزمی ص 7 – فصول المهمه ابن صباغ مالکی ص 21)

اظهار فضائل علي(ع)ممنوع

آیا ذکر فضائل على(ع) ممنوع بوده؟ و دشنام و سب على آزاد و حکومت از این کار تشویق مى کرده؟ چرا و به چه انگیزه اى؟ راستى بردن نامى از على و فضائل او بهاى سنگین اعدام را در پى داشت؟

عبداللّه بن شداد صحابى مى گوید: آرزو دارم به من اجازه بدهند یک صبح تا ظهر، فضائل على بگویم سپس مرا اعدام کنند.

امام ذهبى مى گوید: «.. عبداللّه بن شداد: وددت أَنی قمتُ على المنبر من غدوه الى الظهر، فأذکر فضائل علی بن ابیطالب رضی اللّه عنه ثم انزل، فیضرب عنقی»(1)

پي نوشت:

1سیر اعلام النبلاء ۳: ۴۸۹.

ولادت در کعبه

عالمان و دانشمندان بزرگ شيعه و اهل سنت در اين كه ولادت على عليه السلام در خانه كعبه واقع شده است،اتفاق نظر دارند و این کرامت شامل حال هیچ انسانی نشده است و مختص به امام علی علیه السلام می باشد. نظر برخى از علماى اهل سنت که اقرار به ولادت علی(ع) در خانه کعبه کرده اند، در پی می آید:

1 ـ حافظ، ابوعبداللّه محمدبن عبداللّه مشهور به "حاکم نیشابوری" در کتاب «مستدرک صحیحین» می نویسد: قد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة(1)«به تواتر رسیده است که فاطمه بنت اسد، امیر مؤمنان ـ کرّم اللّه وجهه ـ را در خانه کعبه به دنیا آورد.»

2- شاه ولی الله دهلوی در کتابش " ازاله الخفاء " چنین می گوید :و از مناقب وي رضي الله عنه كه در حين ولادت او ظاهر شد يكي آن است كه در جوف كعبه معظمه تولد يافت.

قال الحاكم في ترجمة حكيم بن حزام وقول مصعب فيه لم يولد قبله ولابعده في الكعبة احدٌ مانصه وَهِم مصعبٌ في الحرف الاخير فقد تواترت الاخبار ان فاطمة بنت اسد ولدت اميرالمؤمنين علياً في جوف الكعبة (2)

3- شهاب الدين آلوسي صاحب تفسير روح المعانی در شرح قول عبدالبافي الأفندي العمري بعد از شعر مؤلّف كتاب :

أنت العلي الذي فوق العلى رفعا ببطن مكة عند البيت إذ وضعا

ميگويد :" وكون الأميركرم الله وجهه ولد في البيت أمر مشهور في الدنيا و ذكر في كتب الفريقين السنة والشيعة .... ولم يشتهر وضع غيره كرم الله وجهه كما اشتهر وضعه بل لم تتفق الكلمة عليه ، وما أحرى بإمام الأئمة أن يكون وضعه فيما هو قبلة للمؤمنين ؟ وسبحان من يضع الأشياء في مواضعها وهو أحكم لحاكمين "(3)( و اين كه حضرت امير (كرم الله وجهه) در خانه خدا به دنيا آمده ؛ امري است مشهور ودر كتب فريقين سني وشيعي ذكر شده .... ودرباره كسي نشنيديم كه او هم در كعبه به دنيا آمده باشد آنچنانكه درباره حضرت (كرم الله وجهه) ذكر شده , و چه افتخاري براي امام أئمّه است كه در جائي كه قبله مؤمنين است به دنيا آمده باشد ؟ سبحان خداوندي كه أشياء را در مكان مناسبش ميگذارد )در ص 75 بعد از كلام الأفندي العمري ميگويد :

وأنت أنت الذي حطت لهقدم * في موضع يده الرحمن قد وضعا

" وقيل : أحب عليه الصلاة والسلام ( يعني عليا ) أن يكافئ الكعبة حيث ولد في بطنها بوضع الصنم عن ظهرها فإنها كما ورد في بعض الآثار كانت تشتكي إلى الله تعالى عبادة الأصنام حولها و تقول : أي رب حتى متى تعبد هذه الأصنام حولي ؟ والله تعالى يعدها بتطهيرها من ذلك . "

( گفته شده : كه او (سلام وصلوات بر او باد) - يعني علي- دوست داشت كه كعبه را مشرّف و از كعبه قدرداني كند با افتادن بت ها أز روي آن جائي كه أو در داخلش به دنيا آمده است , همانطور كه در بعضي آثار ذكر شده است كه كعبه به خداوند (تبارك وتعالى) أز پرستيدن بت ها شكايت ميكرد وميگفت : خداوندا تا كي اين بت ها نزديك من پرستش ميشوند ؟ خدا هم وعده ميداد كه كعبه را از بت ها مطهّر كند )

4 ـ ابوعثمان، عمرو بن بحر، مشهور به «جاحظ» صاحب کتاب «البیان و التّبیین»،( متوفّای 255 ه ق ) در رساله ای که در باره فضایل بنی هاشم نوشته، از ولادت امیرالمومنین علی علیه السلام در آن مکان مقدّس سخن گفته است. متن این رساله را قندوزی در «ینابیع المودّه» درج کرده است(4)

5 ـ پیشتاز مورّخان، علی بن حسین مسعودی،( متوفّای 333 ه ق) در کتاب «مروج الذّهب» که در طول بیش از یکهزار سال، یکی از استوارترین منابع مورد اعتماد مورّخان است، با صراحت و قاطعیّت اعلام می دارد که: «ولادت آن حضرت در درون کعبه واقع گردید.»(5) و در کتاب دیگرش «اثبات الوصیّه» تأکید می کند که: «هرگز پیش از ایشان و یا بعد از ایشان احدی در درون کعبه به دنیا نیامده است.»(6)

6 ـ مورّخ ابوزکریّا، یزیدبن محمدبن أیاس بن قاسم ازدی،( متوفّای334 ه ق) در کتاب خود «تاریخ موصل» از ولادت آن حضرت در درون کعبه سخن گفته، می افزاید: «به جز امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام ، هیچ خلیفه دیگری در کعبه متولّد نشده است.»(7)

7 ـ محدّث خبیر، محمد بن علی بن اسماعیل شافعی، مشهور به «ابن قفّال» (متوفّای 365 ه ق ) می نویسد: «فاطمه بنت اسد به هنگام زایمان وارد کعبه شد و علی علیه السلام را در آنجا به دنیا آورد گفته می شود به جز علی علیه السلام احدی در آنجا متولّد نشده است.»(8)

8 ـ ابوالحسن، علی بن محمد واسطی شافعی، مشهور به «ابن مغازلی»،( متوفّای 483 ه ق ) در کتاب ارزشمند «مناقب علی بن أبی طالب» به تفصیل، داستان ولادت امیر مؤمنان علیه السلام در درون کعبه را با سلسله اسناد خود، نقل کرده است.(9)

9 ـ کمال الدّین، ابوسالم، قاضی محمد بن طلحه شافعی،(متوفّای 625 ه ق ) در کتاب «مطالب السّؤول» می نویسد: «علی بن ابی طالب علیه السلام در درون کعبه معظّمه در بیت الحرام دیده به جهان گشود.»(10)

10 ـ شمس الدّین، ابوالمظفّر، یوسف بن قز اوغلی، مشهور به «سبط ابن جوزی» در کتاب «تذکرة الخواص» می نویسد: «در روایت آمده است که فاطمه بنت اسد حامله بود، برگرد خانه طواف می کرد، ناگهان درد زایمان گرفت، درِ کعبه به رویش باز شد، فاطمه به اندرون کعبه در آمد و علی( علیه السلام ) را در آنجا به دنیا آورد.» (11)

11 ـ ابوعبداللّه ، محمد بن یوسف بن محمد قرشی، مشهور به «گنجی شافعی»،( متوفّای 658 ه ق) در کتاب گرانسنگ «کفایة الطّالب» می نویسد: «امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام ، در شب جمعه، 13 رجب، سی سال گذشته از عام الفیل، در مکّه معظّمه، در درون کعبه، دیده به جهان گشود. و هرگز مولود دیگری جز او ـ پیش از او و یا بعد از او ـ در خانه کعبه زاده نشد. این میلاد فرخنده، فضیلت و کرامتی برای او و فضیلت و شکوهی برای خانه خداست.»(12)

12 ـ مورّخ هندوشاه بن عبداللّه نخجوانی، در کتاب ارزشمند «تجارب السّلف» که آن را در باره خلفا و وزرا در سال 724 ه ق به رشته تحریر در آورده، می نویسد: «علی علیه السلام در درون کعبه دیده به جهان گشود... به هنگام تولّد مادرش او را «حیدر» نام نهاد و حیدر به معنای شیر است.»(13)

13 ـ مورّخ حمداللّه بن ابی بکر بن احمدبن نصر مستوفی، (متوفّای 750 ه ق ) در کتاب «تاریخ گزیده» می نویسد: «امیر المؤمنین علی علیه السلام ، عمّ زاده رسول اللّه صلی الله علیه و آله مادرش فاطمه بنت اسدبن هاشم، ولادتش در درون کعبه... سنه 30 عام الفیل، موافق با 911 اسکندری، 8 سال گذشته از پادشاهی پرویز.»(14)

14 ـ جمال الدّین محمدبن یوسف بن حسن بن محمد زرندی حنفی مدنی، (متوفّای 750 ه ق) در کتاب «نظم دُرَرِ السمطین» از احمد حنبل روایت کرده: «ولادت امیر مؤمنان علیه السلام در درون کعبه اتّفاق افتاد.»(15)

15 ـ حافظ شمس الدّین، ابوعبداللّه محمدبن احمد ذهبی، (متوفّای 848 ه ق ) در «تلخیص مستدرک صحیحین» که در ذیل مستدرک حاکم به طبع رسیده، متن عبارت حاکم نیشابوری را نقل کرده، می نویسد: «اخبار به حدّ تواتر رسیده که علی بن ابی طالب در درون کعبه دیده به جهان گشود.»(16)

16ـ قاضی شهاب الدّین دولت آبادی، (متوفّای 849 ه ق ) داستان ولادت آن حضرت را نقل کرده و تصریح نموده که در داخل کعبه واقع شده است.(17)

17 ـ نور الدین علی بن محمد بن صبّاغ مالکی، (متوفّای 855 ه ق ) در کتاب «الفصول المهمّه» می نویسد: «علی علیه السلام به روز جمعه، 13 رجب، سی سال گذشته از عام الفیل، 23 سال پیش از هجرت، در مکّه معظّمه، در میان بیت اللّه الحرام چشم به جهان گشود... پیش از آن حضرت، هرگز احدی در بیت الحرام متولد نشد. این برتری، ویژه آن حضرت است. که خداوند برای ظاهر ساختن مرتبت و مقام و شکوه حضرتش به ایشان عطا فرموده است.»(18)

18 ـ مورّخ شهید، فخرالدین محمدبن ابی داود، سلیمان بناکتی،( متوفای 891 ه ق ) در کتاب«روضة اولی الألباب» مشهور به «تاریخ بناکتی» می نویسد: «روز آدینه، سیزدهم ماه رجب، سنه ثلاثین از سال فیل، در حرم کعبه به وجود آمد. پیش از او و بعد از او هیچ فرزندی در خانه کعبه به وجود نیامده است.»(19)

19 ـ عبد الرّحمن جامی،) متوفّای 898 ه ق( در کتاب «شواهد النّبوة» ولادت آن حضرت را در درون کعبه روایت کرده است.(20)

20 ـ مورّخ محمد میرخواند، ( متوفّای 903 ه ق ) در کتاب «روضة الصّفا» می نویسد: «ولادت آن حضرت به روایتی در 13 رجب، سی سال گذشته از واقعه فیل، و به روایتی 28 سال بعد از سال فیل، اتفاق افتاد؛ زیرا مادرش کعبه را طواف می کرد، پس مشیّت الهی او را به درون کعبه آورد. زمان زایمانش فرا رسید و در درون کعبه به دنیا آورد. چنین سعادتی از آغاز خلقت تا پایان جهان، برای احدی میسّر نشده است. درستی این روایت در میان تاریخ نویسان و سیره نویسان بدون تردید است. این قضیّه فراتر از آن است که شک و تردیدی در آن راه یابد.»

شد او دُرّ و بیت الحرامش صدف کسی را میسّر نشد این شرف(21)

21 ـ سید نور الدّین، علی بن عبداللّه سمهودی شافعی، صاحب کتاب «وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی»، (متوفّای 911 ه ق) در کتاب «جواهر العقدین» ولادت آن حضرت را در درون کعبه، به نقل از ابن صبّاغ مالکی آورده است.(22)

22 ـ نسب شناس مشهور، تاج الدّین محمدبن حمزة بن زهره رفاعی، نقیب حلب( متوفّای 921 ه ق) در کتاب «غایة الاختصار فی اخبار البیوتات العلویّه المحفوظة من الغبار» می نویسد: «ولادت آن حضرت در درون کعبه واقع شد.»(23)

23 ـ میرزا محمد بن رستم، معتمد خان حارثی بدخشی،( متوفّای 922 ه ق) در کتاب «نزل الأبرار» می نویسد: «علی ـ کرّم اللّه وجهه ـ روز جمعه 13 رجب، سی سال گذشته از عام الفیل، در مکّه معظمه، در بیت اللّه الحرام متولد شد، و این فضیلتی است که خداوند آن حضرت را به این فضیلت اختصاص داده است.( 24)

24 ـ مورّخ غیاث الدّین، همام الدّین حسینی، مشهور به «خواند میر» (متوفّای 942ه ق) در کتاب «حبیب السّیر» می نویسد: «تولد آن مولودِ عاقبت محمود، در نفس کعبه روی نمود؛ زیرا که حسب اقتضای قضا، بلکه به مشیّت ایزد تعالی، نزدیک به وضع حمل، والده ماجده اش در طواف بیت اللّه بود. و این سعادت به روایتی از اول آفرینش تا غایت، هیچ آفریده را میسّر نگردید. و صیت و صحت آن نزد مورّخان فضیلت پرور، از شایبه شبهه و دغدغه مظنّه در گذشته است.»(25)

25- عباس محمود العقاد مي گويد :

" ولد علي في الكعبة , وكرم الله وجهه عن السجود لأصنامها , فكأنما كان ميلاده ثمّة إيذانا بعهد جديد للكعبة وللعبادة فيها , وكاد علي أن يولد مسلما , بل لقد ولد مسلما على التحقيق إذا نحن نظرنا ميلاد العقيدة والروح , لأنه فتح عينيه أمام الإسلام , ولم يعرف قط عبادة الأصنام , فهو قد تربّى في البيت الذي خرجت منه الدعوة الإسلامية "(26)

( علي در كعبه به دنيا آمد ، خدا به صورت أو كرامت وشرافت داد وهيچگاه براي بت ها سجود نكرد , ومعلوم ميشود كه ميلاد أو إذن به عهد جديدي براي كعبه وعبادت در آن بود . و چيزي نمانده بود كه علي مسلمان به دنيا آيد , بلكه أو مسلمان به دنيا آمد با تحقيق اگر نگاه به ميلاد عقيده و روح كنيم , چون كه أو چشمانش را نزديك إسلام باز كرد , وهيچگاه عبادت بت ها را نكرد , و او در خانه اي به دنيا آمد كه أز آنجا دعوت إسلامي خارج شد (خانه بيامبر أكرم صلى الله عليه وآله وسلم) )

26- حلبی در سیره خود چنین می گوید :

" ... و به یرد قول بعضهم و کون علی ضمن المهر غلط لان علیا کان صغیرا لم یبلغ سبع سنین ای لانه ولد فی الکعبه و عمره صلی الله علیه و سلم ثلاثون سنه فاکثر ... "(27)

( ... بر اساس این کلام ، قول برخی که معتقدند علی – علیه السلام – در ضمن مراسم عقد پیامبر بوده است غلط است زیرا او در آن موقع بچه بوده و سن او به 7 سال نمی رسید زیرا وقتی علی – علیه السلام – در کعبه متولد شد ، سن پیامبر 30 سال یا بیشتر بود ... )

اینها نمونه هائی از منابع مورد اعتماد و استناد علمای اهل سنّت، از محدّثان، مورّخان، سیره نویسان، تراجم نویسان، نسب شناسان و دیگر پژوهشگران، بود که تا پایان قرن نهم، در آثار گرانقدر خود به ولادت امام علی علیه السلام در درون کعبه تصریح و تأکید نموده اند و ما در این مجال ذکمر نمودیم و اگر بخواهیم به دیگر آثار موجود در این رابطه، به ویژه در قرن اخیر اشاره کنیم، به درازا خواهد کشید.

پي نوشت:

1-حاکم، مستدرک الصّحیحین، ج3، ص483

2- ازاله الخفاء ج 2 ص 251

3- سرح الخريده الغيبية في شرح القصيدة العينية ص 15

4-قندوزی، ینابیع المودّة، ج1، ص461

5-مسعودی، مروج الذّهب، چاپ قاهره، ج2، ص2

6-همان، اثبات الوصیّة، ص111

7-ازدی، تاریخ موصل، ص58

8-ابن قفال، فضائل امیر المؤمنین، به نقل احقاق الحق، ج7، ص498

9-ابن مغازلی، مناقب علی بن ابی طالب، ص7

10-ابن طلحه، مطالب السّؤول، ص11

11-ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص20

12-گنجی شافعی، کفایة الطالب، ص407

13-نخجوانی، تجارب السلف، ص37

14-مستوفی، تاریخ گزیده، ص192

15-زرندی، نظم درر السّمطین، ص80

16-ذهبی، تلخیص مستدرک الصّحیحین، ج3، ص483

17-دولت آبادی، هدایة السّعداء ـ مخطوط ـ ص117

18-ابن صبّاغ، الفصول المهمّة، ص14

19-بناکتی، تاریخ بناکتی، ص98

20-جامی، شواهد النبوة، ص198

21-میر خواند، روضة الصّفا، جلد دوم.

22-سمهودی، جواهر العقدین، به نقل ولید الکعبه، ص11

23-رفاعی، غایة الاختصار، ص97

24-بدخشی، نزل الابرار، ص64

25- خواند میر، جبیب السّیر، ج1، ص520

26-عبقريّة الإمام علي ج7 ص43 - چاپ بيروت

27- السیره الحلبیه ج 1 ص 226 – 227